چند روزی اومدیم شمال . نه بابا کجا خوش گذشت . توی این هوای شرجی و گرم و تنی سوراخ سوراخ از پشه های غول پیکر چطور می شه خوش گذشته باشه .
داشتم می رفتم خونه عمو . راهش کمی طولانی بود . یک جوونی با موتور می رفت ایستاد دلش برامون سوخت با خودش گفت این حاج آقا رو برسونیم .
سوار موتورش شدیم بهش گفتم : مردم دختر بلند می کنند تو حاج آقا بلند کردی .
خلاصه رسیدیم خونه عمو . عموی من بازنشسته است دبیر بوده تو تهران حالا اومده دهات حالشو ببره . بی بی سی فارسی گوش می داد و کیف می کرد می گفت اینها راستشو می گن .
عموم هم مثل بابام آدم های ساده ایی هستن البته مثل خودم ولی بدیش اینه که فکر می کنن عقل کل هستن با اینکه می دونه اونها دشمن ما هستن نه غمخوار ما . اما با قلب و دلی باز و فراغ می شینه پای حرفاشون .
نگهداری کتب ضاله یعنی انحرافی از نظر اسلام حرام است . چرا ؟ برای اینکه وقتی نمی تونی جوابشو بدی منحرف میشی گمراه می شی . اما برای کسی که اهل فن هست و خبره نگهداری اش و خوندش اشکال نداره بلکه وظیفه اوست که بخواند و جواب بدهد .
این رادیو و تلویزیون بی بی سی و امثال اون هم مثل همین کتابهای گمراه کننده است . وقتی نمی تونی تحلیل کنی حق نداری گوش بدی . اونها از هزاران کارشناس روان شناس و سیاسی و .. استفاده می کنن که روی مخ تو کار کنند . بعد تو می گی اره من می فهمم اونها دروغ نمی گن .
شاید دروغ واضح نگن که می گن اما حقایق رو جوری برات تفسیر می کنند . از هزاران خوبی فقط آن یک بدی را برایت بزرگ می کنند . نصف حقیقت را حتی زودتر از اخبار خودمان برایت می گویند که تو می شوی دشمن نظام و دین و ولایت .
اینکه می گم دروغ واضح می گن نمونه اش سر دادگاه ابطحی بود . عموم می گفت دخترش مصاحبه کرده گفته به بابام قرص دادن .
شاخ من که داشت در می آمد عموی من مرد جبهه و جنگ باز نشسته فرهنگی انصافا مرد خوبیه اون تحت تاثیر همچین حرف خنده داری قرار گرفته چه انتظاری از بقیه می تونم داشته باشم ؟
گفتم : قرصه حرفای قبلی ذهنشو پاک کرده حرف های جدید رو با کدوم قرص و آمپول به خوردش دادن ؟ پسر عموم خنده اش گرفت .